احادیث

سوره هود/ 93

و ارتقبوا انی معکم رقیب

(( و چشم براه باشید که من با شما چشم به راهم ))

//

سوره اعراف / 71

فانتظروا انی معکم من المنتظرین

(( پس منتظرباشید، من نیز همراه شما از منتظرانم ))

//

أشبه الناس بعيسي بن مريم خُلقاً و خَلقاً و سَمْتاً و هيبةً؛.

شبيه‏ ترين مردم به حضرت عيسي در سيرت و صورت و وقار و هيبت است.

//

من ادرک قائم اهل بيتي من ذي عاهه بري و من ذي ضعف قوي.

هر کس که قائم اهلبيت مرا درک کند. اگر بيمار باشد، بهبودي مي‌يابد و اگر ناتوان باشد، نيرومند مي‌شود.

//

امام صادق (ع):

المهدي سمح بالمال، شديد علي العمال رحيم بالمساکين.

مهدي، بخشنده‌ايست که مال را به وفور مي‌بخشد، بر مسئو‌لين کشوري بسيار سخت مي‌گيرد و بر بي‌نوايان بسيار رئوف و مهربانست. روزگار رهايي، ج 2، ص 598

//

امام صادق (ع):

يفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطير في الهواء و الحيتان في البحر.

اهل آسمان و زمين به وسيلهِ ظهور او خوشحال مي‌شوند، پرندگان هوا و ماهيان دريا نيز با ظهور او شادي مي‌کنند. روزگار رهايي 526

//

فعند ذلک تفرح الطيور في اوکارها و الحيتان في بحارها و تفيضُ العيون و تنبت الارضُ ضعفَ اُکُلها.

در آن هنگام پرندگان در آشيانه‌هاي خود شادمان مي‌شوند و ماهيان در قعر درياها شادماني مي‌کنند و چشمه‌ها سرازير مي‌شوند و زمين چندين برابر محصول خود، مي‌روياند.

//

امام صادق (ع):

ينتج اللّه في هذه الامه رجلاً مني و انا منه يسوق اللّه به برکات السماوات و الارض فتنزل السماء قطرها و يخرج الارض بذرها و تأ‌من وحوشها و سباعها.

خداوند به اين امت، مردي عطا مي‌کند که از من است و من از اويم. به برکت او، برکات آسمان و زمين را عنايت مي‌کند، آسمان، باران خويش را فرو مي‌فرستد و زمين، بذر خويش را بيرون مي‌فرستد. غيبت طوسي، ص 188.

//

فلا ينزل منزلاً الا ينبت منه عيون فمن کان جائعاً شبع و من کان ظماناً روي.

در هيچ مکاني اقامت نمي‌گزيند جز آن که از مقدم او چشمه‌ها مي‌جوشد، پس گرسنگان سير و تشنگان را سيراب مي‌گرداند. غيبت نعماني، ص 238، باب 13.

//

«اوسعکم کهفا؛ او از همه آغوش ها پناهش برايتان گشاده‌تر است.» غيبت، نعماني، 212.

//

پيامبر اسلام، صلي الله عليه وآله: ... ان اعجب الناس ايمانا واعظمهم يقينا قوم يکونون في آخرالزمان لم يلحقوا النبي وحجبتهم الحجة، فآمنوا بسوادعلي بياض.

شگفت انگيزترين مردم از نظر ايمان و بزرگترين آنها از نظر يقين کساني هستند که در آخرالزمان زندگي مي کنند و با اينکه پيامبر را نديده و حجت (الهي) هم از ديدگان آنها غايب است، ولي ايمان دارند به آنچه در کتب نوشته شده است.

//

امیرالمومنین علی (ع):

السماوات و الارض عند الامام کيده من راحته، يعرف ظاهرها من باطنها و يعلم برها من فاجرها.

آسمان‌ها و زمين در نزد امام (ع) هم‌چون کف دست اوست ظاهر و باطن آن‌ها را مي‌فهمد. نيک و بد آنان را مي‌شناسد. الزام الناصب، ص 11.

//

حضرت علي بن موسي الرضا(ع):

الامام ، الانيس الرفيق ، والوالد الشفيق ، والاخ الشقيق ، والام البرة بالولد الصغير، مفزع العباد في الداهية الناد.

امام انيسي است رفيق ، و پدري است دلسوز، امام آن برادري است که چون دو نيمه خرما بهم متصل باشند، و امام آن مادر مهرباني است که به فرزندخردش محبت مي کند، و امام پناه مردم در واقعه هولناک است. تحف العقول، ص 516؛

//

يشفي اللّه قلوب اهل الاسلام.

خداوند به دست او دل‌هاي مسلمين را تسکين مي‌بخشد. الزام الناصب، 228؛

//

حضرت ثامن الحجج عليه السلام فرمود :

«... وتکونُ رائحتُهُ أطيَبَ من رائحةِ المِسْکِ...».

عطر وجود حضرت مهدي عليه السلام از هر مشکي خوش‏بوتر است. إلزام الناصب، ص9.

//

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:

«اِنّ لِعَلِيٍّ (عليه السلام) فِي الاَْرْضِ کَرَّةً مَعَ الْحُسَيْن، اِبْنِه صلوات الله عليهما.»

«بدرستي که براي (اميرالمؤمنين) علي عليه السلام و فرزندشان حسين صلوات الله عليهما بازگشتي به اين زمين خواهد بود.» بحار الانوار ج 53 ص 74 حديث 75.

//

و تذهب الشحناء من قلوب العباد و يذهب الشر و يبقي الخير.

کينه‌ها از دل مردم بيرون رود و شرّ از جهان رخت بربندد و تنها خير باقي بماند. بشاره الاسلام، 249

//

رسول گرامي اسلام: «به يفرج اللّه عن الامه؛

خداوند به وسيلهِ او از امت، رفع گرفتاري مي‌نمايد».

//

به يمحق اللّه الکذب و يذهب الزمان الکلب و يخرج ذل الرق من اعناقکم.

خداوند به وسيله او، دروغ و دروغ گويي را نابود مي‌سازد، روح درندگي و ستيزه‌جويي را از بين مي‌برد و ذلّت بردگي را از گردن آن‌ها برمي‌دارد. غيبت طوسي، 187.

//

//

تعطي السماء قطرها و الشجر ثمرها و الارض نباتها و تزين لاهلها.

آسمان باران‌هايش را فرو ريزد، درختان ميوه‌هاي خود را آشکار مي‌سازد. زمين گياهان خود را بيرون مي‌فرستد و براي ساکنان خود آرايش مي‌کند. بشاره الاسلام ، ص 71

//

حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله:

«فَيَنْزِلُ رُوحُ اللهِ، عِيسَي بْنُ مَرْيَمَ(عليهما السلام) فَيُصَلّي خَلْفَهُ.»

«پس روح الله عيسي پسر مريم فرود آيد و پشت سر آن حضرت نماز گذارد.»

//

مهدي فاطمه (عجل اللّه فرجه الشريف) که رحمت واسعهِ الهي است کمال رحمت، الفت و مهرباني را هديه مي‌آورد.

//

امام رضا (ع) مي‏فرمايد: «هنگامي که حضرت مهدي (عج) ظهور مي ‏کند، زمين از نور خداوند روشن مي‏ شود و زمين زيرپاي مهدي به سرعت حرکت مي‏ کند (و او با سرعت، مسيرها را مي‏ پيمايد) و اوست که سايه نخواهد داشت».

//

نقش خاتم (انگشتري) ايشان به نقل کفعمي انا حجه الله و خاصته مي باشد.

//

امیرالمومنین علی (ع):

 «زيبارويان عالم، در مقابل حضرت، چون ستاره‏ هاي درخشان در مقابل ماه نوراني ‏اند»

//

پیامبراکرم(ص):

علامت مهدی (ع) آن است که باکارگزاران خود شدید (ودقیق) است و دست بخشنده ای دارد و نسبت به مسکینان مهربان است.

//

پیامبراکرم(ص):

مهدی(ع)،زیباترین اهل بهشت است.

//

قال المهدی(ع):

چگونگی بهره مندشدن ازمن درروزگار غیبتم،همچون بهره مندشدن از خورشیداست، آنگاه که درپس ابر باشد.

//

قال المهدی(ع):

ما فارغ از شما نشده‌ايم و از رعايت و عنايت شما غافل نگشته‌ايم و اگر چنين مي‌بود دشمنان تاکنون شما را نابود و ريشه کن کرده بودند.

//

قال المهدی(ع):

ما در رعایت حالات شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم. (بحارالأنوار، ج 53، ص 175)

//

قال المهدی(ع):

برای تعجیل در فرج من بسیار دعا کنید که به راستی سبب گشایش کار شما خواهد شد و فرج شما در آن دعاست.   (بحارالأنوار، باب توقیعاته، ص 188)

//

قال المهدی(ع):

همانا من مایة امنیت اهل زمین هستم، همان‌طور که ستارگان مایة امنیت اهل آسمانند. مجمع البیان، ج 2، ص 545

//

قال المهدی(ع):

همانا من برای همه مردمی که بر روی کره زمین زندگی می‌کنند مایه امنیت و آسایش و امان هستم.  مجمع البیان، ج 2، ص 545

//

قال المهدی(ع):

خداوند عزوجل به سبب من بلاها را دور می‌کند از اهل و خانواده و شیعیانم. (بحارالأنوار، ج 35، ص 30)

//

قال المهدی(ع):

همانا ما به اخبار و احوال شما علم و آگاهی داریم و هیچ خبری از شما از ما پوشیده نمی‌ماند. (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص175)

//

قال المهدی(ع):

همانا رحمت پروردگارتان همه چیز را فرا گرفته است و من آن رحمت فراگیر الهی‌ام. (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص11)

 

//

امیرالمومنین علی (ع):

در انتظار فرج و گشایش باشید و از رحمت خدا نا امید نشوید،زیرا محبوبترین کارها نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است.

//

امیرالمومنین علی (ع):

صاحب این امر در میان ایشان رفت و آمد می‌کند، در بازارهایشان راه می‌رود، بر فرش‌هایشان گام می‌گذارد، در حالی که او را نمی‌شناسند. (شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج1، ص144)

//

پیامبر اکرم(ص):

ازیتیمی کسی که پدرش را ازدست داده سخت تر،یتیمی کسی است که از امام خودبریده شده وتوان دسترسی به اورا ندارد. (البحار 2/2/1 )

//

پیامبر اکرم(ص):

فرزندانتان را بر محور محبت من و محبت اهل بیتم و قرآن تربیت کنید! (شوشتری، احقاق الحق، ص18)

//

پیامبر اکرم(ص):

خوشا به حال کسی که او را ملاقات نماید! خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد! و خوشا به حال کسی که به او معتقد باشد!   (شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج1، ص268)

//

پیامبر اکرم(ص):

با فضیلت‌ترین جهاد امت من، انتظار فرج است.  (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص43)

//

امام رضا (ع) مي‏فرمايد:

امام، امین خداوند در زمینش و حجت اوبر بندگانش و جانشین او در سرزمین هایش است.

//

امام باقر (ع) مي‌فرمايد:

بلندترين نقطه و قلّهِ دين و کليد آن، درِ همهِ چيزها و مايهِ خشنودي خداي مهربان، اطاعت کردن از امام پس از معرفت نسبت به او است.

//

امام کاظم (ع):

غیبت آزمایشی است از جانب خداوند عزوجل که خلقش را بدان بیازماید.

//

زنان آخرالزمان

امام علي ‏عليه السلام نيز مي ‏فرمايد: «يَظْهَرُ فِي آخِرِالزَّمانِ وَاقتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الاَزمِنَةِ نِسْوَةٌ کَاشِفاتٌ عَارِياتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّينِ دَاخِلاتٌ فِي الفِتَنِ مَائِلاتٌ اِلَي الشَّهَواتِ‏مُسرِعاتٌ‏اِلَي‏اللَّذَّاتِ مُستَحِلّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِداتٌ»؛ «در آخِرُالزّمان و نزديک شدن قيامت - که بدترين زمان‏ها است - زناني ظاهر مي‏ شوند که برهنه و لخت هستند! زينت‏هاي خود را آشکار مي‏سازند، به فتنه‏ ها داخل مي‏ شوند و به سوي شهوت‏ ها مي‏گرايند! به سوي لذت‏ها مي‏ شتابند، حرام‏هاي الهي را حلال مي‏ شمارند و در جهنم جاودانه خواهند شد.

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

تعدادی ازالقاب حضرت

    بقيّة اللّه: ذخیره خدا در زمين.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: راه ورود به حریم خدای متعال. دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىكنند.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىكنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

ربیع الانام :بهار انسانها

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بىنظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپايان خدا، لطف و رحمت بىكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپايان خدا، لطف و رحمت بىكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

////////////////////////////////////////////////////////////////////

مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر:

السلام عليک يا وصي الاوصياء الماضين

سلام بر تو اي سفارش تمامي سفارش کنندگان گذشته‏

السلام عليک يا حافظ اسرار رب العالمين

سلام بر تو اي نگهبان اسرار پروردگار جهانيان!

السلام عليک يابن العترة الطاهرة

سلام بر تو اي فرزند خاندان پاک و مطهّر!

السلام عليک يا معدن العلوم النبوة

سلام بر تو اي جايگاه استقرار علوم نبويّه و مرکز علم‏ هاي نبيّ اکرم صلي الله عليه وآله!

السلام عليک يا سبيل الله الذي من سلک غيره هلک

سلام بر تو اي راه خدا که اگر کسي غير از آن برود، هلاک خواهد شد.

السلام عليک يا نور الله الذي لا يطفي

درود و سلام بر تو؛ اي نور خدايي که خاموش نشود.

 

السلام عليک يا حجة الله الَتي لا تخفي

‌سلام بر تو اي حجت خدا، که هيچ‌گاه پوشيده نبوده‌اي.

 

السلام عليک يا حجة الله علي من في الارض و السماء

سلام و و درود بر تو باد؛ که دليل (و برهان و راه استوار) خداوند هستي بر تمامي کساني که در زمين و آسمان هستند.

 

ا‌شهد ا‌نک الحجة علي من مضي و من بقي

گواهي مي‌دهم که همانا تويي حجّت، بر آن که گذشته است از دنيا و آن که باقي مانده است.

 

و ا‌نک خازن کل علم و فاتق کل رتق و محقق کل حق و مبطل کل باطل

همانا، تويي گنجينهِ هر علم و شکافندهِ هر بسته شده و ثابت کنندهِ هر حقّي و باطل کنندهِ هر باطلي.

 

رضيتک يا مولاي اماماً و هادياً و ولياً و مرشداً، لا ابتغي بِک بدلاً و لا اتخذ من دونک ولياً

خشنود از آن‌ام که اي سرور من! تو، امام و هدايت کننده و سرپرست من هستي و مرشد و جهت سازمي و هرگز جايگزيني براي تو نتوان جست و غير از تو سرپرستي را نگزينم.

 

و اشهد انک الحق الثابت الذي لا عيب فيه‌

گواهي مي‌دهم بر اين که تو حقّ پايداري و هيچ عيبي بر تو روا نمي‌باشد.

 

و انت الشافع الذي لا ينازع و الولي الذي لا يدافع

تو شفاعت کننده‌اي هستي که احدي با تو نزاع نتواند کرد و سرپرستي هستي که قدرت مقاومت و دفاع با تو را هيچکس نخواهد داشت.

 

السلام علی معز الاولیاءومذل الاعداء

سلام بر عزت دهنده دوستان (خدا) و ذلیل کننده دشمنان (او)

 

پس اگر روزگاران طولاني و عمرها بلند شود جز اين نيست که يقينم دربارهِ تو افزون مي‌شود و عشق و دوستي‌ام براي تو زياد مي‌شود، و توکل و اعتمادم به تو، افزايش مي‌يابد.

 

مولاي من، ايستاده‌ام براي زيارت تو؛ همانند ايستادن خطاکاران پشيمان و ترسان از کيفر پروردگار جهانيان، من تکيه زده‌ام بر شفاعت تو و اميد بسته‌ام به دوستي و اطاعت تو و اين که شفاعت تو گناهانم را نابود کند و عيب‌ها و زشتي‌هايم را بپوشاند و لغزش‌هايم را بيامرزد.

القاب

   بقيّة اللّه: ذخیره خدا در زمين.

خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه: مظهر جمال و جلال خداوند متعال، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش می كنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج می كنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بی نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم: هدايتگر همه امّتها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بی پايان خدا، لطف و رحمت بی كرانه پروردگار، رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانشهاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين: نظام بخش دين.

يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستی ها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.