خصوصيات جسماني

حضرت حکيمه خاتون مي گويد: روز هفتم ولادت، به منزل حضرت عسگري (ع) آمدم پس از امر امام عسگري (ع)، نوزاد شروع به تکلّم نمود. او شهادت به توحيد و صلوات بر پيامبر و امامان از امير مؤمنان تا پدر بزرگوارش فرستاد. سپس آيه اي از قرآن و پس از آن کتابهاي نازل شده بر انبياء گذشته را يکي پس از ديگري تا قرآن و سپس قصص انبياء را ذکر فرمود.

بعد از روز چهلم وارد خانه حضرت شدم، ناگهان ديدم مولايم صاحب الزمان در خانه راه مي رود، چهره اي نيکوتر از صورت او نديده بودم و لغت فصيح تر از لغت او نشنيده بودم. وقتي که امام عسگري (ع) تعجب مرا مشاهده نمودند، فرمودند: اي عمّه من آيا نمي داني که ما جماعت اوصياء الهي در يک روز به اندازه يک هفته و در يک هفته نشو نماي يک سال از نشو و نماي ديگران داريم!

 

شمايل و خصوصيات

در روايات پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه وآله وسلم و اهل بيت پيامبرصلي الله عليه و آله وسلم شمايل و اوصاف حضرت مهدي‏ عليه السلام بيان شده است که به برخي از آن‏ها اشاره مي‏ شود:

 

خصوصيات بقيه الله الاعظم امام زمان

1. شبيه ترين مردم در خلق و خوي به حضرت رسول صلي الله عليه و آله بوده و شمائل او شمائل آن حضرت مي باشد.

2. چهره اش سفيد درخشنده، که سرخي به او آميخته و گندم گون است.

3. پيشاني نازنينش فراخ و سفيد و تابان است.

4. ابروانش به هم پيوسته ،هلالي و کشيده.

5. بيني مبارکش باريک کشيده و بالا آمده که مختصري برآمدگي در وسط دارد.

6. گوشت صورت مبارکش کم است.

7. بر روي راستش خالي است همچون ستاره اي درخشان.

8. دندان هايش برّاق و گشاده است.

9. چشمانش درخشنده، سياه و درشت .

10.در ميان شانه‏ اش اثري چون اثر نبوّت ديده مي‏ شود.

11. اندام مبارکش متناسب و دلرباست.

بعضي از ويژگي‏هاي آن وجود شريف که در سخنان معصومين عليهم السلام بيان گرديده، از اين قرار است:

او اهل عبادت و شب زنده داري، زهد و ساده زيستي، صبر و بردباري، عدالت و نيکوکاري است. آن حضرت سرآمد همگان در علم و دانش و وجود نازنينش چشمه ‏سار برکت و پاکي است. او اهل قيام و جهاد، رهبر جهاني، انقلابيِ بزرگ، منجي نهايي و مصلح موعود بشريّت است. آن وجود نوراني از تبار رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و از اولاد فاطمه زهرا عليها السلام و نهمين فرزند از نسل سيدالشهداء عليه السلام است که به هنگام ظهور بر کعبه تکيه زند و پرچم پيامبر را در دست گيرد و با قيام خود دين خدا را زنده و احکام خداوند را در سراسر گيتي جاري کند و جهان را پر از مهرباني و داد گرداند پس از آن که پر از جور و بيداد شده باشد.

 

چهره حضرت مهدي

حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از نظر سيرت و صورت شبيه ‏ترين انسان‏ها به رسول خداست، شيخ صدوق در کتاب کمال الدين روايت مي‏‏ کند که جابر بن عبدالله انصاري گفت: رسول خدا فرمود: «المهديُّ مِنْ وُلدي، اِسمُـهُ اسمي، و کنيتهُ، اَشبهُ الناس بي خَلقاً و خُلقاً....» مهـدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از فرزندان من، همنام من و هم کنيه من است، او شبيه‏ ترين انسان‏ها از نظر ظاهر و باطن به من است، براي او غيبتي حيرت انگيز رخ ‏مي‏دهد که امت‏هايي در ارتباط با آن حضرت گمراه مي‏شوند، سپس همانند شهاب ثاقب آشکار مي‏گردد، و سراسر زمين را پس از آن‏که پر از ظلم و جور مي‏شود، پر از عدل و داد مي‏کند.»

چنان‏که روايت شده، شکل و شمايل آن حضرت، همانند چهره رسول خداست، همان‏گونه که در کتاب بحارالانوار و... نقل شده است. محدّثين بر اساس اين روايات گفته ‏اند: چهر‏ه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف سفيد متمايل به سرخ است، پيشاني بلند، بيني باريک، گود چشم و داراي ابرو به هم‏ پيوسته است. نور از چهره ‏اش به گونه‏ اي مي‏درخشد که بر سياهي موي محاسن و سرش چيره مي‏گردد، فرق سرش و بين دو موي جمع شده که مانند الف در ميان دو واو، است، گشاده دندان است، آخر موي سرش (چون گيسو) چيده شده، بين دو شانه ‏اش پهن و سياه چشم است، ساق پا و شکمش هم‏چون ساق پا و شکم جدش حضرت علي عليه السلام است، ميان بالا است، بلکه ميان قامت و چهار شانه است. سر مبارکش مدوّر، گونه ‏هايش نرم، و برگونه راستش خالي هم‏چون ريزه مشکي که بر صفحه نقره افتاده است، موي عنبر بوي بر سرش بود، داراي شکل و قيافه جذّابي است که هيچ چشمي معتدل‏تر از آن را نديده است.

در روايت ديگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده فرمود: «... خداوند در نسل حسين عليه السلام اماماني را قرار داده که آنها براي اجراي دستورهاي من بر مي‏خيزند، و وصيت مرا حفظ مي‏کنند، نهمين آنها قائم اهل بيت من، و احياگر امت من، است که در شمايل و شکل و قيافه و گفتار و کردار، شبيه ‏ترين انسان‏ها به من است، پس از غيبت طولاني و حيرت گمراه کننده ظهور مي‏کند، فرمان خدا و دين اِلاهي را آشکار مي‏سازد، به نصرت خداوند و فرشتگان خدا، تأييد و ياري مي‏شود، سراسر زمين را همان‏ گونه که پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مي‏ نمايد.».

 

زيبايي جمال نازنين حضرت حجت

شاباً حسنَ الوجه؛

جواني زيباروي.

شاب حسن الوجه طيّبُ الرائحة هَيُوبٌ و مع هيبتِهِ متقرّب إلي الناس؛

جواني زيباروي، خوش بوي و با هيبت که با وجود هيبت‏ اش، رابطه‏ ي نزديکي با مردم دارد.

شاب من أحسن الناس وجهاً و أطيبهم رائحةً؛

جواني از زيباروي‏ ترين مردم و خوش بوي ترين آنان.

حضرت علي بن ابي طالب‏ عليه السلام، «زيبارويان عالم، در مقابل حضرت، چون ستاره‏ه اي درخشان در مقابل ماه نوراني‏ اند»

 

سني که از جمال مبارک ايشان نمايان است

ليس هذا الأمر من جاز أربعين؛

صاحب اين امر، بيش از چهل سال ندارد.

 

وصف تک تک اعضا حضرت مهدي

ابرو

أزجّ الحاجبين؛

کشيده و کمان ابرو.

المقرون الحاجبين؛

ابروان نزديک به هم.

بيني‏

أقني الأنف؛

کشيده و باريک بيني.

«طوله ودقّة أرنبته مع حدب في وسطه؛

دراز بودن بيني و نازک بودن نوک آن همراه محدّب بودن وسط بيني.»

پشت‏

بظهره شامتان شامة علي لون جلده و شامة علي شبه شامة النبي‏صلي الله عليه وآله؛

در پشت‏ اش، دو خال است: خالي به رنگ پوست‏ اش و خالي شبيه خال پيامبرصلي الله عليه وآله.

پيشاني‏

أعلي الجبهة؛

بلند پيشاني.

الجبين الأزهر؛

پيشانيِ درخشان.

پيشاني حضرت، 1- آشکار و واضح، 2- نوراني و براق، 3- داراي پوستي لطيف و صاف است. 4- اثر سجده بر پيشاني مبارک است.

چشم‏

أعيَن؛

درشت چشم.

دُرّيّ المقلتين؛

براق چشم.

أدعج العينين؛

سياه چشم.

الغائر العينين؛

چشمان فرو رفته.

چشمان زيباي امام ‏عليه السلام، به طور طبيعي، سرمه کشيده و سياه است.

«الأکحل» به معناي «الذي يعلو منابت أشفاره سواد خلقة» است؛ يعني، اکحل به کسي گويند که محل روييدن مژه‏ هاي چشم‏اش به طور طبيعي، بسيار سياه است.

به خاطر شباهت امام‏ عليه السلام به پيامبرصلي الله عليه وآله مي توان گفت، امام‏ عليه السلام، داراي مژه‏ هاي فراوان و پرپشت و بلند و دراز هستند.

دندان‏

بأسنانه تفليج؛

ميان دندان‏هايش فاصله است.

دندان‏هاي پيشين حضرت، از هم فاصله دارند.

دندان‏هاي حضرت‏ عليه السلام، براق و درخشنده است. عبارت «برّاق الثنايا»، لمعان را مي‏رساند.

ران

أزيل الفخذين بفخذه اليمني شامة؛

درشت ران که بر ران راست‏اش يک خال است.

1- ران‏هاي حضرت، عضلاني و ستبر است که نشان قوّت و قدرت بدني امام ‏عليه السلام است.

2- يک خال، در ران راست حضرت‏ عليه السلام وجود دارد.

رنگ رخسار ايشان

ناصع اللون؛

رنگي خالص و واضح.

کأنَّ في وجهه الکوکب الدري في اللون؛

رنگ رخسارش چون ستاره ‏اي درخشان است.

لونُهُ لونٌ عربيٌّ؛

رنگ‏ اش، رنگ عربي است.

أبيض مشرب حمرة؛

سفيدي متمايل به سرخي.

به سمرة و کان لونه الذهب؛

کمي گندم گون، و رنگ ‏اش طلايي است.

ريش‏

کثّ اللحية؛

پر پشت و کوتاه ريش.

از «کث اللحية» دو نکته به دست مي‏آيد:

1) محاسن حضرت، پر پشت و فراوان است.

2) محاسن حضرت، بلند نيست؛ يعني، در عين فراواني محاسن، موهاي محاسن، کوتاه است.

ساق

أحمش الساقين؛

باريک ساق.

علي ذراعه الأيمن مکتوب: «جاء الحق و زهق الباطل إنَّ الباطل کان زهوقاً»؛

بر ساق راست‏ اش اين آيه نوشته شده: «حق آمد و باطل نابود شد. همانا، باطل، نابود شدني است.».

سر

شامة في رأسه؛

خالي در سر دارد.

مدوّر الهامة؛

سرش گرد است.

سينه

واسع الصدر... عريض ما بينهما (المنکبين)؛

فراخ سينه... ميان دو کتف پهن است.

العريض ما بين المنکبين؛

ميان دو کتف، پهن است.

صورت‏

مسنون الخدين؛

گونه‏ هاي کم گوشت.

سهل الخدين علي خده الأيمن خال؛

گونه ‏هايي لطيف با يک خال در گونه‏ ي راست.

علي خده الأيمن خال کأنّه کوکب درّي؛

بر گونه ‏ي راست‏اش، خالي است که مانند ستاره‏ ي درخشان است.

چهره نوراني

امام رضا عليه السلام فرمود :

«... عَلَيهِ جلابيبُ النُّور يَتَوَقَّدُ من شُعاعِ القُدْسِ...».

بر او پوششي است از نور که از پرتو قدس روشنائي مي‏ گيرد.

قامت رعناي امام غائب

شابُّ مربوع القامة؛

جواني با قدّ متوسط.

لا بالطويل الشامخ ولا بالقصير اللاصق ممدود القامة؛

نه بسيار بلند و نه بسيار کوتاه، با قامتي کشيده.

کتف و شانه

عظيم مشاش المنکبين؛

استخوان شانه ‏ها، بزرگ است.

مشرف المنکبين؛

شانه ‏ها، بزرگ است.

بکتفه اليمني خال؛

در کتف راست‏ اش، يک خال است.

در کتف مبارک امام، علامت نبوّت هست.

کف دست و پا

شَثْن الکفين؛

درشت کف.

مچ دست امام ‏عليه السلام نيز بزرگ و قوي است.

يعني کف پاي حضرت، کم گوشت است. اين نيز مي‏ تواند نشانه ‏اي از امام باشد.

گردن

1- بلند و کشيده (طويل العنق) است.

2- بسيار زيبا و موزون است به گونه ‏اي که دست ساز و غير طبيعي مي‏ نمايد (جيد دمية).

3- بسيار سفيد و درخشان است به مثل درخشش نقره (ابريق فضة).

4- زير گردن و قسمت ترقوه، طلايي و براق است (کان الذهب يجري في تراقيه).

موي سر

برأسه وفرة سحماء سبطة تطالع شحمة أذنه؛

مويي سياه و لَخت دارد که تا نرمه ‏ي گوش‏ اش مي‏رسد.

موي حضرت، زيبا است و رنگي صاف و واضح و خوش منظر دارد.